جعفر شهرى باف
69
طهران قديم ( فارسى )
كيف قند ، كيسه اسفند ، لباس تو خانه ، دستمال شب و امثال آن بريده جلووش ميگذاشت ، تا بقيه كه يكى كم و زياد اسباب آشپزخانهاش را صورت ميگرفت و يكى اسباب قهوهخانه و اسباب سماورش را رسيدگى مينمود و ديگرى اسباب سفره ، و آن دگرى اسباب حمام و توصندوقىها و اسباب بغچههايش را وارسى مينمود ، چه هر نقص از آنها موجب هزاران سركوفت و سرزنش به عروس و ( تو سر زدن ) و تحقير او ميگرديد . خاصه اگر دختر داراى عمه و خاله و عمقزى ، عمهقضى « 11 » ، خالهقضى « 12 » و دائىقضى « 13 » متعدد نيز بود كه در اين صورت سليقهها يك لا ده لا شده هركس به نظر و سليقهء خويش چيزى دستور داده بر آن ميافزود ، و در هر صورت هرچه از جهت خريد عروسى از طرف دامادان خسّت و قناعت بخرج داده ميشد از طرف عروسان براى تهيهء جهاز سخاوت و دست دلبازى به كار رفته ، هرچه خريده فراهم ميگرديد ، باز كم و معيوب و ناقص شمرده ميشد ، تا آنجا كه گاهى از يك چيز دو دست و سه دست و از يك اسباب دو جور و سه جور كه ( زياد باشد بهتر است تا نداشته باشد ) در جهاز ميآمد . تشريفات عقد بعد از خريد عروسى اطلاع آمادگى براى عقد بود كه از جانب دامادان به خانه عروسان ميرسيد و اين روز و ساعتى مبارك بود كه دو طرف ( ساعت ) « 14 » ديده در آن توافق به عمل آمده بود و تهيهء وسائل عقد بنابر قرار ( خشكه و تره ) « 15 » بعهدهء
--> ( 11 ) . دختر عمه . ( 12 ) . دخترخاله . ( 13 ) . دختردائى . لفظى كه از زبان تركى داخل كلمات فارسى شده بود . ( 14 ) . تعيين زمان سعد و مبارك از روى تقويم . ( 15 ) . خرج و خريد و تهيهء وسائل كار به عهدهء عروسان ، يا دامادان بودن ، كه دامادان خود فراهم نموده يا پول آن را در اختيار خانوادهء عروس بگذارند كه آنها فراهم بكنند .